|
اول از همه از همه دوستان عزیز که واقعا منو خجالت زده می کنند کمال تشکر را دارم و یه دنیا مدیونشونم در مورد عکس های پایین که نمیآیند باید بگم که سیستمم بهم ریخته واسه این عکس ها نمی آیند.
تا به حال شده به دعا کردن فکر کنید!!!؟؟؟؟؟؟؟ تا بحال شده چیزی بدستت برسه که زیاد براش دعا نکردی یا کم دعا کردی ؟؟؟؟ نمی دونم به چی فکر می کنی ولی باید بدونی که همیشه تنها دعای تو نیست که کارسازه شاید یه جایی یکی که تو براش عزیزی دعا کرده تمام دعاهای تو براورده بشه.
چند روز دیگه که سرم خلوت شد براتون از غم نامه های زندگیم
مینویسم و در مورد دوستان که به ما حتی تک هم نمی زنم می نویسم تا بدانید چقدر تنهایم...
تو قلب من می میره عشقی که بی گناهه تو چشم من نگاه کن این آخرین نگاهه امشب من و تو با هم تو آسمون نشستیم هر بار که بغضی لرزید راه گلو رو بستیم می خواستم من ببینم چشاتو با دل سیر ترسیدم از نگاهت با این نگاه دلگیر ماه سپیدو امشب پنهون نکردی از من حرفایی که نگفتی تو این خلاصه می شن تو اون صدای زخمی اون تکیه گاه خسته من اون پرنده ای که بی آرزو نشسته من قصه گفتم و تو تا انتها شنیدی شبگرد نازنینم تب داشتم و ندیدی تو این قصه ی تلخ بی تو جز گریه چاره ای نیست پل ها همه شکسته راه دوباره ای نیست هر بار که گریه کردی اسم منو صدا کن می رم خدا نگهدار امشب منو دعا کن
و سهم من از این همه خاطرات غصه و غم می باشد و همین دیشب سر نماز دعاش کردم و با خدا یه خرده درد و دل کردم و آروم شدم ولی رفتم کتاب جبران خلیل جبران را خواندم و اون قسمتش رو خواندم که معشوقش را برای همیشه از دست داد و زمین برای همیشه معشوق جبران را در بر خود کشید نمیدانم چرا ولی بد جوری دل گرفت.
دلم خیلی از خیلی ها خیلی وقتها می گیره نمی دونم چرا ولی تازگی ها عزیزم تک زده بود اولش خوشحال شدم و گفتم آخ جون تنهاییم دیگه تمومه ولی امان از این فکرهای بیهوده و پوچ که بعد از این تک مرا لحظه ای رها نکرد وقتی بهش پیام دادم چکارم داری گفت مگه تو هنوز منو یادته آخه شما قضاوت کنید مگه می شه آدم عزیز ترین آدم زندگیشو فراموش کنه خلاصه گفت کاریت ندارم و واسه همین دوباره دلم شکست و شب سختی را پشت سر گذاشتم واسه همین این سری مطالب سایتم مخصوص عزیزم می باشد امیدوارم درکم کنید نظر درمورد من و عزیزم یادتون نره و در آخر مطالب سایتم در بعد ها پر مفید خواهد شد حتمابه من سر بزنید.
وقتي مردم مرا بي كفن بر دستان خاك بسپاريد ، بگذاريد در آنجا تن عريانم و وجود سردم گرماي خاك را حس كند وقتي مردم به همه گوييد كه در انتظار معشوقه جان داد گوييد كه اگر نشاني از معشوقه ام ديدند به او گويند كه تا آخرين نفس نامش بر لبانم جاري بود گوييد كه دستانم هميشه در انتظار حس كردن گرماي دستانش بود وقتي مردم به او گوييد كه چشمانم در انتظار ديدن قامت زيبايش هميشه جاده هاي دلتنگي را شستشو مي داد وقتي مردم به او گوييد كه بر سر مزارم آيد شايد آنجا بتوانم گرماي وجودش را حس كنم وقتي مردم بر سنگ مزارم بنويسيد كه مجنون و تنها جان داد ... وقتي مردن آخرين اميد براي زنده بودنه پس اين فرصت را به من بدهيد كه عاشق و دلباخته بميرم ...
ببخشید اگه خیلی مطلب برای عزیزم می گم !!!!!!!!!! تنها مرگ است كه دروغ نمي گويد. بوف كور حالا كه تقدير است دور از تو بمانم تنها خيالت را كنارم مي نشانم ديگر براي رفتنت حرفي ندارم حتي نمي خواهم دليلش را بدانم جاي تو بايد مرگ را با لذتي ناب در بر بگيرد دستهاي ناتوانم يك قصه تلخم كه با مرگ مؤلف دارم وجودم را به پايان مي رسانم باروت مي پاشم به روي حرفهايم اين بيت ها را هم به آتش مي كشانم حالا كه پيرم خوب مي فهمم، ولي حيف وقتي جوان بودم نفهميدم جوانم! يادم كه مدتهاست از ياد تو رفته است اين شعر را بايد براي خود بخوانم
بشکن ای دوست دل ما را بشکن دل دشمن شاد کن و تو بزن بر من بشکن این دل هیچ غمی نیست دوست بشکند به هیچ دردی نیست بشکن و نگاهی نی انداز چو اندازی دل ما زخمگین است بشکن ای دوست که از دوریت نیست دوایی بر من این می گذرد اما تو نباشی دل من از دنیا سیر است بشکن که این دل توان شکستن دارد جانم به فدایت بشکن که بی تو دل پای ماندن ندارد بشکن که تو شادی و من دیوانه تو می مانی و من عاصی از این می خانه گر خوشی بی من بشکن دل من تا بمیرم گر بمیرم غم نیست تو بر سر قبرم اشک نریز که دل طاقت مرگ را دارد طاقت اشکت را نه
خوب همه ما یه روزی می ریم چه دیر چه زود تقدیم به عزیزم که از گفتن اسمش معذورم ، عزیزم توجه کن ناگهان چقدر زود دیر می شود...!!!!!! دارم میرم به آسمون تو سد راه من نشو, دارم میرم پیش خدا دیگه تو دلگیرم نشو, میخوام بشورم چشمامو به آسمون تو خیره شم, رها کنم دست تو رو دیگه مهمون کسی نشم اگه هر چی کنایه هست چرا تو بد باید بشی, اگه سوز و ناله ای هست چرا تو غم باید بشی, میخوام برم از این خونه از این کوچه, از این دیار و شهر دل بکنم از این هوا دیگه نباشم به فکر درد دارم میرم به آسمون تو سد راه من نشو, دارم میرم پیش خدا دیگه تو دلگیرم نشو... وقت رهایی است بی آنکه کسی گریه کند
|
About![]()
من آن مرد تنهایم که می شکنم
Home
|